علی پوده همون که بوده PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 24-01-2010 22:14

Views : 25

Favoured : 1

Published in : post, Daily Post


دیشب ساعت 10 ورش داشتیم بردیمش خونه..پیله کرد که باید 50 تا بیشتر بدین این که چهار کیلوی فلانت پولش بیشتر...گفتم بهش برو ببینم نصف شبی گیر دادی معلومه که فلانم چهار کیلوی نه میخواستی چهار صد گرم باشه تازه ما سه نفریم..پول بیشترم نمی دیم

 

 

این دیالوگ سه تا از هموطنای عزیزمون بود تو یه مرکز خرید حوالی لندن...البته که خیلی سخته بعد از چند ماه فارسی بشنوی برنگردی ..ولی من خودمو خیلی کنترل کردم و هموطن ای عزیز فکر میکردن هیچ بشری نمیفهمه اونا چی میگن..و من همچنان سوت زدم و به این ور اون ور نگاه کردم و ...

 

آره پسره اومد از پشت بهم چسبید دستاشو انداخت دورم تا شری اومد چیزی  بگه دوستش اومد و شری و بغل کرد و شروع کرد به رقص...خداییش همشون رقصاشون با حال بود....یه چنتا درینک زدیم و رفتیم خونشون...اون شب کلی حال داد

 

 

اینم دیالوگ 3 تا از دخترای وطنی در فرودگاه تیگل برلین تو کانتر بریتیش ایروی.....و مثل همیشه من سوت زنان خودمو با همسفرای هندی آمریکایی سرگرم کردم یهو نفهمن دارم به داستاناشون گوش میدم...و اونا هم در حالی که از فتوحات میگفتن  سعی در دلبری از چنتا از مسافرای فیرست کلاس که کنارشون بودن داشتن ..شاید که در راه برگشت از لندن ..داستان جدیدی داشته باشن

 

خیلی وقتا از اینکه ایرانیا که البته خودمم از اونا جدا نیستم در فرنگ فقط به عشق چند سانتی و چند پوندی فکر میکنن و محور همه حرفا و بحثا همین هم آغوشی البته نه از نوع متمدنانه..از خودم چنتا سوال میپرسم که هیچ وقت جواب نداره...شاید ما خیلی ادمای واقعی هستیم..شایدم ..تک بعدی..شاید بیفرهنگ...شاید سکس ادیکت...بهتره بهش عادت کنیم که ایرانی یعنی همین حالا هر جای دنیا میخواد باشه....همین گهی هستیم که هستیم


Last update : 24-01-2010 22:14

پیغام comment (3) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
معمای انگلیس PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 22-01-2010 00:11

Views : 7

Favoured : 3

Published in : post, Daily Post


میگن دولت مردان حکومت قبلی ، فعلی و آینده هر کشوری در جهان همیشه در لندن زندگی میکنن همزمان...الان میفهمم چرا اینو میگن و بهش اعتقاد اوردم...پیشنهاد میکنم قبل از اینکه پولاتونو حروم اروپا یا تایلند و گوا و دبی و ... کنین اول بیاین یه سری به این کشور جهانخوار بزنین که همه چیزش استثنائیه بعد آدم میفهمه که چرا یه جزیره قد نخود تمام دنیا رو مستعمره کرده

Last update : 22-01-2010 00:11

comment برگزیده ها Save to del.icio.us
 
و گفته جای گفته را گرفت سکوت جای نگفته را گرفت و نگفته ج PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 11-01-2010 19:24

Views : 16

Favoured : 6

Published in : post, Daily Post


دوشنبه ۱۱ ژانویهٔ ۲۰۱۰

ما انسان ها

همهمه
....
فضا را واژ ه ها پر کردند
به سختی می توان نفس کشید
صداهای متفاوت
موضوعات متنوع
تمام فضا را واژه ها تسخیر کرده اند
در هر گوشه ای واژه ها افتاده است .

دیکتاتوری از لوستر اویزان شد
سرمایه در میان انگشتان شمرده شد
دموکراسی پشت گلدان ها جا ماند
سوسیالیست هم در جیب یکی از همین هاست
منگوله هادر گاوصندوق
جامعه بین ریشه های قالی ماند
آرمانها در هوا تنیده شدند
آزادی برتصویری نا مانوس بروی دیوار
خدایان به ته کفش ها چسبیدند
همهمه
همهمه
همهمه

*هیچ یک از انها به یکدیگر گوش نمیدهند.
.
.

کمی انسو تر همه سرمست ازافکاروعقایدوصفات یکسان خود را توصیف می کنند. و با تایید یکدیگر برقی در چشمانشان دیده میشود.

*چقدر برایشان مهم است که شبیه یکدیگر باشند.
 
 
این یکی از تاثیر گذارترین متن هایی ست که تا حالا خوندم..نوشته دنا ست و فکر میکنم یه آینده خیلی روشن داشته باشه اینم آدرس بلاگش

کثرت در هم برهم

عنوان پست هم از ستاتو های علیرضا ایرانمنش تو فیس بوکه که بهش من 4 کلمه آخر و اضافه کردم..مثل اینکه عنوان جا نشد اون بالا پس اینجا میزارمش

و گفته جای گفته را گرفت سکوت جای نگفته را گرفت و نگفته جای هیچ راو هیچ جای همه را گرفت

 


Last update : 11-01-2010 19:39

comment برگزیده ها Save to del.icio.us
 
JUST LIFE PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 09-01-2010 22:47

Views : 15

Favoured : 6

Published in : post, Daily Post


 

 

 

 

 

 

 

 

 
Living..just  living..without major concerns..enjoying diversity..learning salsa, tango,..., observation, intervention,shoping, cooking, 

 


Last update : 09-01-2010 23:06

comment برگزیده ها Save to del.icio.us
 
Happy New Year PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 31-12-2009 19:21

Views : 32

Favoured : 6

Published in : post, Daily Post


 

امسال هم به سنت غربیون گذشت...حالا فراز مونده و حوضش وتو یه گوشه دنیا داره نامه اعمالش یه نگاه سرسری میکنه...ولی قشنگترین و عجیب ترین اتفاقش همین امروز افتاد درست 12 ساعت مونده به تحویل سال..اونم تماشای فیلمی بود که ازوقتی که کلاس فرانسه میرفتم یهنی 3 سال پیش قرار بود ببینم و هی بچه ها میومدن سر کلاس و میگفتن امیلی رو دیدی..منم خودمو به اون را میزدم و میگفتم اره و جون زار چند نفری شدم که بدین ببینم این فیلمو که هیچ وقت نشد که بشه تا سال پیش که بالاخره قسم شد و داشتیم این فیلم و به اتفاق دوستم میدیدم و چیپس میخوریم و زیر پتو رفته بودیم و به هم و به اینده فکر می کردیم  که یهو حاجی تناورکه به دنبال برنامه های توسعه 20 ساله دزفول در سن 90 سالگی در شرکت بود و به دنبال ساخت مسجد و مدرسه و پمپ بنزین و هتل و صد البته مجتمع تجاری الماس جنوب... که از فرودگاه اومد و باید کانسپت و میدید همون موقع بود که سرنوشت خارق العاده امیلی پولن ناتمام موند و تو این یه سال و اندی سگ دو زدن نه وقتش شد که ادامش و ببینم نه قسمت شد و نه فیلمش و داشتم... القصه دیشب اتفاقی تورنت فیلم و که از مدتها پیش داشتم ولی به یمن سرعت اینترنت وطنی هیچ وقت نتونسته بودم دانلود کنم ، دانلود کردم ...القصه امروز ساعت 2و 33 دقیقه بعد ظهر فیلم و تموم کردم در تمام مدت فیلم ذهنم فلش بک به گذشته میزد و یا اشک بود و یا بدنم میلرزید و یا خنده به لبم مینشست...فیلم که تموم شد آهنگ شاعرانه فیلم همچنان تو مغزم میدوید و منو بیخود میکرد... حالا نشستم و دارم فکر میکنم که چطور زندگی منم تو این یه سال مثل امیلی تغییر کرد..کی فکرشو میکرد...و سال دیگه قراره چطور بشه...آیا اون چیزی که امیلی پیدا کرد منم پیدا میکنم...خدا رو چی دیدی...زندگی بیشتر از اونی که فکرشو بکنیم غیرقابل پیش بینی ست ..یعنی قشنگیش به همینه...حداقل سعی من اینه که هر جور شده غییر قابل پیش بینیش کنم...آره این نهایت زیبایی زندگی منه

به امید یه سرنوشت زیبای امیلی وار واسه همتون

 

 

اسم فیلم

le fabuleux destin d'amélie poulin

اینم تورنت دانلودش ..(نرم افزار تورنت دانلود کنین..این فایل و اجرا کنین شروع میکنه به دانلود

http://torrents.thepiratebay.org/4049819/Le_Fabuleux_Destin_d____Am_lie_Poulain.4049819.TPB.torrent)

 

 

Last update : 31-12-2009 20:49

پیغام comment (2) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
D Bahn Sucks PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 25-12-2009 17:04

Views : 22

Favoured : 5

Published in : post, Daily Post


 

 

 "Wohin Sie auch Fahren, wir sind auch da" yes but always the train is full and all miser travellers should sit on the floor

 


 


Last update : 25-12-2009 17:04

comment برگزیده ها Save to del.icio.us
 
Difference, is froem really dead? PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 23-12-2009 20:36

Views : 20

Favoured : 8

Published in : post, Daily Post


Is really Form dead

 

 

 Dusseldorf, old and new form

 

 

 both sides just struggle for form, content is the same

 

 

form matters! . form changes itself to content

 


Last update : 23-12-2009 20:49

comment برگزیده ها Save to del.icio.us
 
Eyes and Flags PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 21-12-2009 17:50

Views : 22

Favoured : 9

Published in : post, Daily Post


 

Sometimes diversity become annoying but democracy means in some aspects tolerating

 

Last update : 21-12-2009 17:50

comment برگزیده ها Save to del.icio.us
 
صد رحمت به ایران خودمون PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 11-12-2009 19:39

Views : 37

Favoured : 12

Published in : post, Daily Post


 
 
دکتر الله محمود جندی دارنده مدرک از مسکو ،هلند، و آمریکا
متخصص بیماریهای عصبی ، ستون فقرات و دیسک ، مفاصل و زیبایی و بیماریهای جنسی
تلفن منشی 
و البته تلفن خاص ایشان که شبی نیمه شبی کمک خواستین
 
 
 
مکان: دمشق ، سوریه..نزدیکی شام پلاس

Last update : 11-12-2009 19:39

comment برگزیده ها Save to del.icio.us
 
زنده - گی PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 06-12-2009 17:09

Views : 78

Favoured : 12

Published in : post, Daily Post


اینکه بعد از 20 سال دیگه عینک نزنی

اینکه بهت بگن "بین اونو ا کبک" و اشک تو چشات جمع شده باشه

اینکه از ترس مردم بوسه یواشکی نکنی

اینکه هر شب رد واینت و بزنی و یه لب تر کنی

اینکه  بشی مرکز عالم 

اینکه بری به دختر ترک بگی" گوز لرین چوک گزل" و

اینکه بگن بهت "فیل اشپاس ا جرمنی"و

حتی اینکه دو روز بیشتر بمونی پیش علی بابای دوست داشتنی و شاورما بزنی و حمام الاضهر بری

اینکه نتونی با اپل کار کنی و جونت در بیاد کلیک راست نداره اپل

اینکه همش ابری باشه آسمون

اینکه با نانسی والتس برقصی تو کنسرت جاز!!!

اینکه بشینی تو بار و پیلز بزنی و گرم بشی و پیاده برگردی خونه

اینکه نترسی از صاحب خونه که اینا کین میان شب پیشت

اینکه بتونی  تو شهر دستشو بگیری بغلش کنی و ببوسیش

اینکه دیگه به فکر هدفمند کردن هیچی نباشی

اینکه موقعی که شراب و واست میریزن میبینی یه کم ترشه بگی عوضش کنن و ازت معضرت خواهی کنن و پولشو نگیرن طلب کارن نباشن..

اینکه هر وقت دلت خواست بری آمستردام

اینکه کلید بهت بدن و تا هر وقت خواستی بمونی و حراست نیا د بگه وقت تمام

اینکه با سرعت 800 ک دانلود کنی و هیچ وقت پیغام دسترسی به سایت مورد نظر میسر نمی باشد و نبینی

اینکه دیگه با ایکون اولترا سرف کاری نداشته باشی

و خیلی "اینکه " های دیگه یعنی اینکه حالا داری زندگی میکنی

فراز به زندگی خوش آمدی هر چنو که کوتاه ولی اسمش زندگیه

 

 

 

 


Last update : 06-12-2009 21:44

پیغام comment (7) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
دیوانه از قفس پرید PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 25-11-2009 13:19

Views : 48

Favoured : 12

Published in : post, Daily Post


now my body is as free as my mind..touches of freedom driving me crazy


Last update : 25-11-2009 13:19

پیغام comment (1) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
یه هفته PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 13-11-2009 16:06

Views : 72

Favoured : 13

Published in : post, Daily Post


اینم یه هفته تفریحی فرهنگی اقتصادی در تهران و باز مشهد
 
نمایشنامه" هاملت با سالاد فصل " د رتاتر سنگلج بر چاست هر چند که دیدنش و توصیه نمی کنم ولی پوستر نمایش به نظر من در انتقال مفهوم از خود نمایش بسیار موفق تر بود در واقع یه شاهکار بود...ولی خود نمایش چر بود از تکه کلام های بی مزه فرانسوی که اگر فرانسه ندونید واقعا نمی فهمید چی داره میگزره با مقادیر متنابهی از کلماتی مثل فنبل ، دماغ و قمپوز...و از این جور چیزا
 
 


 
 
دو سالانه پوستر هم که در مزه هنرهای معاصر بر پا بود...کارای ایرانی عالی بودن بر خلاف اکثر کارهای خارجی که چون یه اسم لاتین داشتن  احتمالا نمایش داده شده بودن ، این پوستر از همه بیشتر به دل من نشست
 

 
 
کما فس سابق بازار طرح های فوریتی داغ است این دفعه از توع"ترویج فرهنگ اسلامی" دیگه
 

شطرنج هم که جزو ثابت هر روز بود با کمی نیکوتین بر فراز بالکن و بقیه ملزومات
 

 
و البته حسن ختام قضیه تبلیغ هوشمندانه برنج محسن بود که گفت "حتی نشسته هم دراز است"و از عبارات کمی تا قسمتی سکشولانه خوب به دل میشستو محیط مترو و تلطیف میکرد
 

 

Last update : 13-11-2009 16:06

comment برگزیده ها Save to del.icio.us
Read more...
 
دانشگاه ایران و جهان PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 27-10-2009 02:37

Views : 68

Favoured : 12

Published in : post, Daily Post


عمر متوسط ریاست در دانشگاه های ایران و جهان:

مثال:

هاروارد در 373 سال 28 رئیس

تهران در 75 سال 31 رئیس

 

 

 

 


 


Last update : 27-10-2009 02:37

پیغام comment (2) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
بهترین هدیه ای که تا حالا گرفتم PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 20-10-2009 21:24

Views : 85

Favoured : 16

Published in : post, Daily Post


"دیگر نجابت مهتاب هم پوسید

سبوی خاک هم در اندازه فردا نوشید...

بجان مست جانانت

دیریست که هم قطره ای از جان بر نیامده بود بحر کسی فریاد !

من گم شده ام ، خدا را ولی... باز پیدا بود

و تو اما ساقی دستانت یک دل تنها بود"

 

این شعر بهترین هدیه ایه که تا حالا از یه نفر خیلی دور خیلی نزدیکه گرفتم 

با تشکر از میم عزیز


Last update : 20-10-2009 21:24

پیغام comment (3) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
hunderedwasser PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 14-10-2009 18:51

Views : 86

Favoured : 19

Published in : post, Daily Post


huderedwasser and nudism

this is his speach against rasionalism..just as reminder i think he is the best student and follower of gaudi

 

 

 

 

 
and this is his masterpiece in vienna..i love this building and how it makes money out of poor tourist!!!!
to me Hunderedwasser is a man who truly understand what architecture is!!!

 


Last update : 14-10-2009 18:51

پیغام comment (1) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
پرده اول...زندگی PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 02-10-2009 21:23

Views : 131

Favoured : 20

Published in : post, Daily Post


زن: من تو رو خیلی دوست دارم…عاشقتم

مرد: واقعا..مرسی عزیزم..منم …(پیک و بالا میزنه)

زن: در حالیکه خودشو راواسه یه شب وحشی آماده می کنه پکی به سیگار میزنه

مرد: سعی میکنه با فوت کردن دود سیگار زن اونا رو حلقه حلقه کنه

زن:کی برمیگردی عزیزم

مرد: هفته دیگه …داره به موبایلش نگاه میکنه منتظر یه اس ام اس

زن: این دفعه که نشد ولی هفته دیگه که اومدی انجامش می دیم

مرد: آره عزیزم حتما

زنگ در صداش در میاد …زن سریع میره بر میداره …بله؟ آژانس میخواستین خانم …..بله چند لحظه صبر کنین لطفا

مرد: عشقم فعلن من برم…زودی بر میگردم

زن: دلم واست تنگ میشه ..زنگ بزن بهم…

زن: دنبال میکنه قدم های مردو از پنجره که سوار ماشین میشه..میره گوشی رو بر میداره میگه سلام عشقم بیا بالا رفتش کثافت..آزاد باش….در و باز گذاشتم یواش بیا تو….(میدوه طرف اتاق خواب که لیاسشو عوض کنه)

مرد: تو آژانس داره ای ام اس مینویسه …دلم واست تنگ شده….بیچوندمش زنگه املو …گفتم دارم میرم سفر ..اومدم پیشت…نیم ساعت دیگه اونجام ..کلید دارم..میس یو


Last update : 02-10-2009 21:23

پیغام comment (6) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
نقشه معماری و پایداری PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 02-10-2009 01:38

Views : 77

Favoured : 16

Published in : post, Daily Post


بالاخره حجم بالای پلات های فاز 2 ..و سیاست شرکت ما را برانداشت در راستای نیل به اهداف هزاران ساله شرکت و جهت صرفه جویی و پیشگام بودن در معماری و دفتر معماری پایدار از نفشه های موجود فاز 2 به عنوان سفره استفاده کنیم..کسی از اونا استفاده نکرد ..شاید اینطوری خودمون بازیافت شون کنیم
 
!!!

Last update : 02-10-2009 01:38

comment برگزیده ها Save to del.icio.us
 
ادبیات جدید تذکر PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 02-10-2009 01:13

Views : 87

Favoured : 15

Published in : post, Daily Post


اینم از ادبیات و تذکرات جدید بعد از انتخابات...دوستان اتاق فکر و مزین میکنن به افکارشون و...باقی ماجرا

 

 

مکان: دانشگاه شریف، تالار ابن سینا....سرویس های بهداشتی همان اتاق فکر های مشهور

عکس از ایمان


Last update : 02-10-2009 01:13

پیغام comment (1) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
تاریخی که به آرشیو هم نپیوست PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 25-09-2009 04:15

Views : 143

Favoured : 27

Published in : post, Daily Post


امشب یکی از غم انگیزترین خبر های زندگیمو شنیدم!.."افضلیان (رئیس سابق دانشگاه معماری مشهد) سال پیش آرشیو کارای دانشجو ها رو (18 سال آرشیو بهترین کار ها) دستور داد بریزن پایین بعد ببرن بازیافت"

چی بگم؟ ظاهرا این اتفاق یک سال پیش افتاده و من تازه الان خبر دار شدم...الان دارم این متنو با حالی مینویسم که دستام می لرزه و قلبم درد میکنه و یه چند قطره اشک نیمه خشکیده دور چشمام(اصلا آدم احساساتی نیستم هر چند کمی حساس هستم)......نمی دونم چه قدر آدم باید بی وجدان و بی منطق باشه که حاصل 18 سال تلاش جایی که خودش الان رئیسه رو بریزه دور ، کجای عقل و شرع و عرف و قانون اجازه چنین کاری رو میده!! چه قدر انسان میتونه ابله و دیکتاتو مئاب باشه که بتونه یه همچین کاری بکنه...ایا هرزگی ها و لاسیدن ها.. کلاس گذاشتن های بی پایان کم نبود که حالا باید بری سراغ یه عمر تلاش دانشجو های بدبخت از که عمرشون و پولشونو و انرژی شونو گذاشتن واسه خلق این آثار...بی مغزی تا کجا؟؟؟؟...تو زندگیت فهمیدی که تفاون ریاست با مدیریت چیه؟....نمیدونم 30 سال زندگی تو اروپا داشتن و یک همسر بلژیکی..یک همسر ایرانی و مبالغ تامتناهی لعبتکان در آرزوی نمره چی بهت یاد داده ...چکار میکردی تو خارج ..چیزی جز الواتی یاد گرفتی..کجاست اونهمه ادعا ..کجاست تاثیر فرهنگ اروپا در طرز فکرت......کو ذره ای از روشن فکریت...روی سخنم با شماست آقای افضلیان ..نکنه شما هم اگه تحقیق کنن دکترات تقلبی باشه روی کردان و سفید کردی..نتیجه اون همه حرفات در باره حافظه تاریخی..حس مکان وزمان...تاریخ انگاری... این بود دست مریزاد.

 

نمیدونم اینهمه استاد (ظاهرا) تو دانشگاه چکار میکردن ، آقایان محسنی ، صحاف ، حاج رضا پور ، شجاعی و رضوانی...کجاست تمام ادعا هاتون و حساسیتاتون راجع به معماری و دانشگاه...مگه دانشگاه حراست نداره تمی تونستین یه گزارش بدین از کارها و اقدامات خرابکارانه این آقا.... یعنی نمیتونستین جلوشو بگیرین یا نخواستین ..نکنه شما حمایت کرده باشین از این تصمیم !!!!

 

نمی فهمم الان که خدا رو شکر بیشتر هم ورودی هام دارن تو همین دانشگاه درس میدن ، میگیم اساتید بالا فسیل شدن شما چرا....آقای مرصعی ، زیوری ، سر رشته دار ، کامل نیا،..چرا ساکتید ..چرا ؟ مگه اون کارا کارای شما هم نبود...نکنه ساعتی 3000 تومن حقوق حق التدریسی که نمیزاره بمیرین و مجبورتون میکنه حتی تو خرید س او دی هم مقتصد باشید ..نمی زاره اعتراض کنید..کجاست اون همه ایده ال پردازی...

 

نمی دونم چرا ما میخوایم همیشه از بالا بالا ها کار کنیم و افه بزاریم...چرا واسه تغییر از همون دور و برمون شروع نمی کنیم...میخوایم نکنه ژست مبارزه بگریم و جای جاش مادر ق...تر از هر کسی باشیم ..نمی خواد جوش سد سیوند بزنید(هر چند جوش زدنی هست) آرشیو دانشگاه و از دست این جانی نجات میدادین...جلوی این ارسن لوپن ها رو میگرفتین...چرا جایی که زورمون میرسه کاری نمیکنیم!!!! و جایی که زورمون نمیرسه میخوام همه کاری بکنیم شاید واسه اینه که اصلا نمی خوایم کاری کنیم!!!...نکنه افضلیان گاز اشکاور داره و باتوم!!...آخه کسی کار این مردک و تایید نمی کنه ...چرا اجازه میدین چنین آدم احمقی به اسم کار شناس و استاد دانشگاه هر کاری خواست بکنه...دیگه جای گله نمی مونه که چرا میدون ضد و شبانه خراب کردن..یا خونه های قدیمی دور حرم و شبانه تخریب کردن....یا خانم لطیفه هیئات (مشاور دور حرمدر این 20 سال ) بگه که ساختمون صد ساله که تاریخی نیست ارزش حفظ کردن نداره!!!!!

 

چی بگم....

 

با تشکر از ساناز واسه گفتن این خبر ..هر چند که کاش هیچ وقت نمی گفت و من نمی شنیدم


Last update : 25-09-2009 04:15

پیغام comment (9) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
فراز ده ساله با عینک کائوچویی PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 22-09-2009 01:13

Views : 114

Favoured : 18

Published in : post, Daily Post


ایده این پست در جریان امر به شدت تقبیح شده چت به ذهنم رسید شاید که بینا شوم شوی شویم

 درست کلاس پنجم دبستان بودم که خانومی با لباس سفید وارد کلاس آقای شاد معلم کلاس که عادت داشت باکابل ما را بزند زدنی و جریمه بکند نوشتن دفترچه صد برگ...القصه خانم تابلویی پارچه ای به تخته سیاهی که از همان سال به بعد سبزش میکردند و بهش میگفتن تخته سیاه که نمیدونم چرا!!! آویزون کرد و گفت چشمتان را بگیرید و بگو جهت دندانه ها به کدام طرف است..بالا..چپ...راست...پایین..و من کهبا اعتماد به نفس کامل در کلاس 40 نفری ردیف اخر نشته بودم از خط دوم هم نتوانستم بگم...بیچاره خانم سفید پوش فکر میکرد که دارم اسکلش میکنم و با تردید یه نامه بهم داد که فردا بگو بابات بیاد...فردا..من ، پدر ، خانم سفید پوش، در دفتر دکتر چشم پزشک به این نتیجه رسیدند که من آستیکمات و نزدیک بین در حد تیم ملی می باشد

 

در عینک فروشی.من و پدر که خیلی اعتقاد داشت که جنس باید استخونی باشه و دنبال عینک کاوچویی بافریم بابا بزرگی بود و من به محو عینک فلزی با فریم طلایی...بالاخره خر خود به کرسی نشاندم و عینک طلایی خریدم با شیشه هاییی که از بس قطور بودند به زور در فریم جا میشدن...فردای ان روز در خیام مشغول پز دادن قیافه جدید بودم و به هم سن وسال های خودم فخر میفروختم و دخترکان سیاه پوش دبیرستانی ( اون سالها همه چادر سیاه داشتند) که به من لبخند های موذیانه تحویل میدادند و یه جورایی فکر میکردن که دارن به یه عروسک جدید نگاه میکنن..شیشه ها تاب اینهمه توجه را نیاوردند و از فریم افتادند بیرون  و ما از فردا شدیم پسری با عینک کائوچویی مدل با با بزرگا

 

بالاخره تکنولوژی شیشه فشرده آمد و من بعد از سه سال تونستم فریم فلزی بزارم..اما چه سود..که لذت رفتن به استخر و سونا و ورزش رو کامل از دست دادم..همه چی محو بود و آدم ها شبح بودند....دبیرستان تموم شد و دانشگاه وسطاش بود که میخواستم برم عمل کنم ولی هی هات ...که از ترس رفتن به خدمت بسیار مقدس سربازی و دو سال بیگاری دست نگه داشتم و بعد فارغ تحصیلی افتادیم دنبال معافیت... من هنوزم منطقی رو که میگه معافیت پزشکی در زمان تحصیل نمیدیم ولی کفالت میدیم رو نفهمیدم یعنی یکی که یه دست نداره بعد تحصیل شاید یه دست دیگه در بیاره!!! یا یکی مثل من قراره بعد تحصیل بینا شه!!!!...در هر حال بعد یه سال دوندگی معاف شدیم و رفت ولی هنوز لذت واقعی رفتن به استخر و هم آغوشی رودر نور ضعیفی که نمی دونم از کجا میاد ولی  دیگه طرفم و نمیبینم و فقط با یه هاله رو که خطوط محیطیش و میتونم تمیز بدم   .... را نچشیده ام و هر بار که میخوام برم عمل یاد اون قضیه معافیت های چاقی لاغری میافتم که کلی از معاف شدگان و بعد از پنج سال دوباره وزن کردن و گفتن که معاف نیستی ..بدو برو سربازی پسر خوب!!!..واسه همین هنوزم نمی تونم برم پیش دکتر خاکشور ....

 

الان تقریبا بعد از 20 سال عینک زدن ..عینک تبدیل شده یه جزئی از بدنم درست مثل داستان انگشت کوچک من...حالا بدون عینک احساس کمبود میکنم و مطمئنم که اگه یه روز عمل کنم حتما بازم عینک میزنم ...چون بهش به شدت عادت کردم بیشتر از تو ( خودش میدونه کیه با شما نیستم)...


Last update : 22-09-2009 01:13

پیغام comment (6) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
and this is me PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 15-09-2009 22:22

Views : 84

Favoured : 17

Published in : post, Daily Post


و این حال و روز ماست این روزها
 


Last update : 15-09-2009 22:22

پیغام comment (2) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
<< Start < Prev 1 2 Next > End >>

Results 1 - 41 of 70