January 23, 2007

still remain as a guerilla

finally the result of “The first Global Creative Archi-Students Awards 2007” with judgement of Mr Massimiliano Fuksas,which has taken in international exhibition BAU2007in Germany, Munich 15-20 Jan is announced and my project GEO CITY is gained the 2nd prize in steel award.faraz soleymani

2nd%20creative%20award%20geo%20city.JPG

2nd_steel%20geo%20city.jpg

Posted by faraz at January 23, 2007 10:28 PM
Comments

congradulations sir

Posted by: sina at January 24, 2007 12:46 AM

bazam tabrik !!

Posted by: keivan at January 24, 2007 1:15 AM

salam, tabrik migam, vagean khaaste nabashid, talashe faravane shoma dar arseye mosabegate beinolmelali gabele tahsin va taghdir ast.

Posted by: Kamal Youssefpoor at January 25, 2007 8:00 PM

be tashkhis afrad az ruye chehre va ghiafe eteghad dary?

Posted by: hamid at January 25, 2007 8:58 PM

mersi az lotfe tamame dostan

Posted by: faraz at January 25, 2007 9:21 PM

فراز خان بازم تبریک از صمیم قلب بازم ایول الله قربان 1 توضیحی راجع به همین کار اخیرت بده بازم خیلی خوشحال شدم وقتی این خبر رو تو سایتت دیم.
در پناه حق یالم و یلامت باشی

Posted by: mohammadhamed at January 25, 2007 9:35 PM

tabrik...
payande bshid.

Posted by: eventspace at January 26, 2007 2:02 AM

ba ejazatun link dadim. movafagh bashid

Posted by: ouldouz at January 26, 2007 11:19 PM

No 1.
:)

Posted by: ابوالفضل at January 30, 2007 2:56 PM

پا بر جاي پاي طالبان، براي تخريب گنجينه هاي بشري
پا بر جای پای طالبان، برای تخريب گنجينه های بشری
آبگيری سد ويرانگر سيوند روشن ترين، و گوياترين سند است برای اثبات پايمال شدن حقوق مسلم مردم ايران در ارتباط با تاريخ و فرهنگ شان
مردمان ايران، مردمان جهان!
دو روز پيش، در دوم بهمن ماه 1385، برابر با بيست و دوم ژانويه 2007، وزير نيروی جمهوری اسلامی اعلام داشت که در هفته آينده (يعنی در سرآغاز ده روزی که «دهه ی فجر» خوانده می شود و با سالگرد بازگشت آيت الله خمينی به ايران همزمان است)، آبگيری سد سيوند را آغاز می کنند. و به اين سان روشن شده است که دولت آقای احمدی نژاد قصد دارد، با استفاده از فضای متشنج بين المللی و منطقه، به نيت شومی که 15 سال است در پايتخت کورش بزرگ ( پدر ملت ايران، و گوينده ی اولين منشور حقوق بشر)، به صورت سدی برآمده و می رود تا بخش بزرگی از فرهنگ باستانی ايرانزمين را ببلعد، جامه ی واقعيت بپوشاند و مقدس ترين پاره ی خاک ايران را در زير آب ويران سازد.
معنای اين کار آن است که آنچه تاکنون باستان شناسان، تاريخ دانان، متخصصان و استادان دانشگاه در مورد اهميت آثار باستانی در خطر گفته اند و کاوش های انجام شده در دو سال اخير آنها را اثبات کرده، برای دولت آقای احمدی نژاد کوچکترين اهميتی ندارد و به نظر می رسد که دولت ايشان به راستی کمر به نابودی تاريخ و فرهنگ ايران بسته است.
اما آيا اين پايان ماجراست؟ آيا درياچه ی سد سيوند به اين زودی ها پر شده و تنگه ی بلاغی را در خود غرق خواهد کرد؟ و آيا بايد زانوی غم به بغل گرفت و عزاداری کرد؟ نه، به نظر ما چنين نيست. اين اگرچه سرآغاز تحقق يک فاجعه است اما سرآغاز تازه ای هم برای مبارزه با اين نوع فرهنگ ستيزی ها و ويرانگری های بشری است.
به نظر ما در شرايط بسيار حساس کنونی وظيفه ی همه ی دوستداران ايران و دوستداران تاريخ و فرهنگ بشری است تا از اين پس تل

Posted by: jacob at February 1, 2007 1:44 AM