November 7, 2007

,آيا كوي پوستد ام زيباست ؟ ختم کلام: آجر جنایت است

ختم کلام: آجر جنایت است
آيا كوي پوستد ام زيباست ؟

امروزه معيارهاي زيبا شناسي معيارهاي كلاسيك نمي‌باشند بلكه بحث بسيار فراتر از آن رفته است و مباحث اقتصادي – فرهنگي – زيست محيطي و جامع شناسانه جزو ويژگيهاي زيبايي شناسانه قرار مي‌گيرد به عنوان مثال آيا كوي پوستد ام با تكيه بر اصول زيباشناسانه كلاسيك زيبا مي‌باشد ؟ از ديدگاه ويتر وويوسن اين مجموعه حداكثر نمونه اي متوسط خواهد بود ولي چرا اين اثر تبديل به سمبلی براي برلين شده است در واقع با توجه به تبليغات گسترده و مدايح بسيار چه در رسانه ‌اي داخلي و خارجي انتظار شما زماني كه اين مجموعه را از نزديك ببينيد جزيك شاهكار معمارانه نخواهد بود ولي اينگونه نيست ! اين مجموعه با هيچيك از معيارهاي زيبایی شناسانه كلاسيك و اصول ويتروويوس كنار نمي آيد بلكه معيارهاي سنجش اين مجموعه اينها نمي‌باشد و مباحثي از جمله تاريخ سازي برنامه ريزي اقتصادي و صنعت از ديدگاه خرد و كلان نقشي حياطي بازي مي‌كنند .
چرا معماري ايران ( خصوصاً در 30 سال گذشته ) موفق نبوده است . چون معمار ايراني موفق نيست ولي چرا معمار ايراني موفق نيست چون صنعت ما موفق نمي باشد . در كشورهاي پيشرفته پشت هر معمار موفق يك صنعت موفق قرار دارد . به عنوان مثال فرانك گري نه به خاطر كيفيت فضاهاي ساختمانهايش معماري موفق است بلكه بخاطر تبليغ – ايجاد و تشويق چند صنعت و ايجاد فرصت ها و بازارهاي صادراتي براي اين صنايع است كه باعث شهرت جهاني وي شده است و وي بدون حمايت تبليغاتي اين صنايع هيچ وقت جهاني نمي‌شد . او در ساختمانهايش صنعت نما سازي تيتانيوم و نرم افزارهاي طراحي ويژه را آنقدر خوب به جهانيان شناخت كه هيچ تيزر تبليغاتي از عهده اين كار به اين شيوه در نمي آمد ولي در پشت معماران ايراني چه مي‌باشد ، آجر ، سنگ ، خاك گچ، شاقرل، ريسمون و ... كه متأسفانه هيچ يك از اين به اصطلاح صنايع بالفعل داراي پتانسيل لازم صاداراتي نيستند بخاطر مشكلاتي از تبديل حجم ، وزن ، ، حمل و نقل و حتي كارخانه هاي آنها كه عمدتاً وارداتي هستند آنهم به شكل ناقص . از طرفي در ايران مي‌توان گفت كه صنعت ساختمان وجود ندارد و ساختمانها نتيجه سرهم بندي كارگاههاي كوچك و نيروي كاريدي مي باشد . در اين روزگار معماري موفق معلول معمار موفق و معمار موفق معلول صنعت موفق و صنعت موفق معلول تفكر سيستمي مي‌باشد و البته اينجا سوالي مطرح مي‌شود كه چرا كار هايي مانند كليساي گائودي در بارسلون و خانه اي (هاندرد واسر ) همچنان پرقدرت به حضور خود در جامعه ادامه مي‌دهند و در قالب معماري موفق قرار دارند حد اقل در اين نمونه ها كه صنعتي براي حمايت وجود ندارد ! اگر به بارسلون برويد خواهيد ديد كه معمارو معماري داراي چه قدرتي مي‌باشد و چگونه يك معمار ( گائودي ) توانسته است يك شهر را زنده كند . اينجا نيز يك صنعت قوي وجود دارد و آن صنعت توريسم مي‌باشد و بازده اقتصادي آن زيبايي و توجيه اين نوع معماري در روزگار معاصر در آنجا از همين سنگ يزد خودمان استفاده مي‌كند و كار ها بسيار يدي و طاقت فرساست ولي تفاوت از زمين تا آسمان است در بارسلون معماري با حمايت صنعت توريسم جلوه اي ديگر ارائه مي‌دهد و دوباره باز مي‌گرديم به عامل اقتصاد در سفرهايم به اروپا و آسياي دور همواره برايم اين سوال مطرح بود كه چرا معماري در دوران معاصر نتوانسته شاهكارهايي در حد نوتردام، پانتون و... ايجاد كند و در حال حاضر تنها جوابي كه يافته ام اين است كه در آن دوران زيبايي كلاسيك و قوانين ویتروويوس جهت نمايش قدرت و عظمت فرد حاكم بود ولي اكنون معماري جهت نمايش سيستم حاكم در قالب قوانين زيبا شناسانه اقتصادي به خاطر محدوديت هاي زماني، چرا تنها اثرهاي معماري كه به داشتن آنها در قرن اخير در ايران مي‌توانيم افتخار كنيم همگي در دوران قبل از انقلاب به وجود آمده اند و چرا به طرح اين هايي از تبديل كتابخانه ملي و يا مجلس سران و .... راحتي به زبان هم نمي‌آوريم به نظر مي‌رسد عواملي از قبيل نداشتن صنعت ساختمان سازي چه در حوزه طراحي و چه درحوزه ساخت و نداشتن تفكر سيستمي و اقتصادي در مقياس هاي خرد و كلان عواملی موثر باشند.
اگر اندكي در كوچه خيابان هاي عباس آباد و تخت طاووس و محله هالي قديمي تهران قدم بزنيد و آنقدر خوش شانس باشيد كه اندك نشانه هاي معماري قبل از انقلاب را پيدا كنيد بيشتر حصرت زمان و فرصت هاي از دست رفته را خواهيد خورد و صد البته پيدا كنيد گوش شنوا و چشم بينا اين روزها مي‌توان ادعا كرد كه ما مي‌خواهيم بدون استفاده از صنايع پيشرفته و با استفاده از صنايع كوچك و تكيه بر نيروي انساني ( كه صد البته مفت است و بي پناه و بدون حامي است ) نوعي جديدي تعريف از صنعت بيان كنيم ولي سوال اينجاست كه چقدر نيروي كار ما ماهر متخصص و با دانش مي‌باشد آيا نمي‌توانيم كيفيت قالب بندي و آرماتور بندي – آجر چيني – ملات سازي و نماسازي و ..... خودمان را در مقايسه با كشور هاي ديگر ( كه البته هيچ ادعايي هم ندارند ) ببينيم و افسوس كه اين حداقل را هم نداريم.
مباحث معماري كاملاً پيچيده و چند لايه و غير خطي هستند و نمي‌توان از معارلات خطي به نتيجه رسيد ولي از خصوصيات اينگونه سيستم ها وجود قوانين تأثير پروانه اي مي‌باشد چنانچه شما مي توانيد با نيروي بسيار كم تأثيرات بسيار بزرگ در سيستم ايجاد كنيد پس در اينگونه از تحليل ها بايد به دنبال نقاط حساس سيستم برويم و آنها را پيدا كنيم تا بتوانيم با تغييرات كوچك هدفمند به نتايج بزرگ برسيم .
در ايران بخاطر دلايل بسيار زياد ولي به بهانه هايي همچون هويت نوستالژي . معماري اسلامي سعي در استفاده هر چه بيشتر از آجر شد كه به معناي استفاده هر چه بيشتر از صنايع وابسته به آن بود و هميشه با نوستالژي و داستان خانه مادر بزرگ و چاي قند پهلو و بوي نم خاك پس از آب پاشي حياط آجر فرش خانه سعي در كتمان حقيقت داشتیم و داريم و به شادي و پايكوبي پرداخته ايم و در حالي كه ناشي از خلسه اين پيروزي به سر مي‌بريم غافليم از اينكه داريم از درون نابود مي‌شويم درست مانند افسانه تروا غنيمتي كه قرار بود سالها باعث افتخارمان باشد و سند پيروزي و برتري ما نسبت به جهانيان در اصل چيزي جز دشمن هولناك و ويرانگر نبود .

Posted by faraz at November 7, 2007 11:11 PM
Comments

salam aghaye soleimani.nemidonam in matn ferestade mishe ya na ama vasam eftekhare ke hata az tarighe ye mail be shoma be khatere in hame eftekharateton tabrik begam. man dar daneshgahi ke shoma fareghotahsil shodin dars mikhonam. movafgh bashid.

Posted by: elahe at November 9, 2007 12:10 AM

سلام وبلاگ پرمحتوایی دارین

البته واسه کسانی که سر در میارن

Posted by: morteza at November 19, 2007 6:39 PM